همه ي والدين اميدوارند كه فرزندانشان به يكديگر عشق ورزيده و احترام بگذارند، يا حداقل از آنها انتظار دارند كه همبازي خوبي براي يكديگر باشند و رفاقت و سازگاري داشته باشند. با وجود اين، سروصداها و برخوردهاي بين فرزندان تنشهاي زيادي در خانه ايجاد مي كند و پدرو مادر را درمانده مي سازد.
اما چه كنيم تا فرزندانمان يكديگر را دوست بدارند، همان قدر كه ما دوستشان داريم ؟ و چگونه مي توان كمي صلح و آرامش به فضاي خانه هديه كرد ؟
نكات مهمي در باره روابط بين خواهرها و برادرها وجود دارد، ازجمله :
- هريك از فرزندان به طور طبيعي به خواهر يا برادر خود عشق مي ورزند. آنها مي خواهند كه دوست بدارند و دوست داشته شوند.
- همه فرزندان نيازمند توجه و آغوش گرم والدين خود هستند. توجه مستقيم و انديشيدن به نيازها و خواسته هاي آنان و در دسترس بودن والدين از مهمترين نيازهاي كودكان به شمارمي آيند.
- زماني كه والدين به نيازهاي مهم كودكان توجه نكنند، آنها به آسيب ديدگي روحي دچار مي شوند كه به صورت نااميدي و بي اعتنايي بروز مي كند.
- در بيشتر موارد ، فرزندان، احساسات خود را پنهان مي كنند ؛ زيرا كسي در اطراف و نزديكي آنان وجود ندارد تا شنونده گفته هاي آنان باشد و از احساسات نهفته آنها با خبر شود.
- زماني كه والدين به فرزند ديگر توجه مي كنند يا اينكه با دوست خود به گفتگو مشغولند ، احساسات كودك آسيب ديده تحريك مي شود. او بيش از پيش نسبت به توجه والدين احساس نياز مي كند، نيازي فوري و اضطراري كه بايد به آن پاسخ داد.
- كودكي كه نسبت به توجه والدين خود احساس نياز مي كند، به طور طبيعي ولي در شرايطي دور از انتظار والدين احساس دروني و نهفته خود را آشكار مي سازد. احساساتي كه به شكل گريه كردن ، خنديدن ، بدخلقي ، عرق كردن ، لرزيدن ، دعوا كردن بروز مي كند و به منظور جلب توجه و رضايت پدرومادر آشكار مي شود. اين رفتارها ادامه مي يابد تا عملكرد والدين متوقف شود و توجه آنها به سوي فرزندشان معطوف گردد.
- شنيدن حرفهاي فرزندان بدون قضاوت كردن راه مناسبي است كه به فرزندان كمك مي كند تا بتوانند فشار رواني موجود را بر طرف سازند.
پس از يك گريه طولاني ، كودك مي داند كه جايگاه مطمئني براي عشق ورزيدن درانتظار اوست وهمه اطرافيان از اضطراب و نگراني حاصل از فشار رواني اي كه او را آزار مي دهد، باخبر شده اند.
- مداخله كردن در درگيريهاي كودكان ممكن است آسيب ديدگي را بيشتر كند. در اين هنگام به فرصت كافي نياز داريم تا گفته هاي آنان را بشنويم و درفرصتي مناسب احساسات خود را بيان كنيم .
توجه به اين مطالب به والدين كمك مي كند تا هنگام در گيري فرزندان برخورد مناسبي داشته باشند.
بيشتر كودكان نسبت به فرزند ديگر احساس حسادت و خشم دارند. اما هرگز احساسات كودك به اين دو محدود نمي شود، اگر چه از نظر پدر ومادر، شاخص ترين احساسات كودك به حساب مي آيند.
فرزندان ما زمان زيادي را براي بازي كردن و همكاري با يكديگر صرف مي كنند ، در حالي كه درهمين زمان كه آنها رفتاري دوستانه با يكديگر دارند، ما مشغول شستن ، پختن ، نظافت كردن و پرداختن به كارهاي روزانه هستيم.
بهترين توصيه ها هنگام درگيري خواهران و برادران :
اگر براي هر يك از فرزندان زماني مناسب صرف كنيم و شنونده اظهارات و احساسات آنها باشيم ، احساس آنها درباره توجه ما به آنها بدون خدشه مي ماند و مطمئن هستند كه براي والدين خود اهميت دارند.
با دقت وهوشياري مداخله كنيد يا حداقل پس از 5 دقيقه ي اول درصحنه حاضر شويد . حضور به موقع شما درصحنه درگيري ، كمك مي كند تا بتوانيد به مسئله پي ببريد و مانع عصبانيت فرزندان و صدمه زدن يا اهانت كردن آنها به هم بشويد . پيش از شروع و ادامه يافتن درگيري ، راحت تر مي توان اضطراب و ناراحتي موجود را برطرف ساخت. اگر نتوانستيد به موقع حاضر شويد از فرزندانتان عذرخواهي كنيد : " متأسفم از اين كه نتوانستم به موقع حاضر شوم و از بروز حوادث ناراحت كننده جلوگيري كنم . به من بگوييد چه اتفاقي افتاده است ؟"
فرزندان ما پس از درگيري مي توانند به راحتي رفتاري دوستانه با يكديگر داشته باشند، البته درصورتي كه مورد سرزنش قرا رنگيرند. اگر والدين بتوانند درخانواده به طور منصفانه رفتار كنند و مسئوليت ها را برعهده بگيرند، فرزندان مي توانند احساسات دروني خود را بهتر ابراز كنند و از آسيب ديدگي هاي روحي در امان بمانند. به آرامي و نرمي با آنها گفت و گو كنيد. به نوبت از هر يك از آنها بپرسيد كه چه اتفاقي افتاده و به سخنان هردو با دقت گوش دهيد. بيان كردن احساسات دروني مهمترين بخش درگيري است . به آنها فرصت كافي بدهيد ؛ زيرا برقراري پيوند دوباره نياز به زمان كافي دارد.
در برخي موارد، يكي از كودكان به ديگري ضربه وارد كرده و فرار مي كند. در اين گونه موارد، واكنشهاي خود را تغيير دهيد؛ به طور مثال بار اول وقت بيشتري با كودك آسيب ديده يا مجروح صرف كنيد و سپس به سوي فرد ديگر برويد. بار دوم فقط به كودك آسيب ديده توجه كنيد. هر دو كودك به كمك شما نيازمندند . كودكي كه ضربه را وارد كرده احساس پشيماني مي كند ، او فرد بي مسئوليتي نيست بلكه نتوانسته احساس خود را بيان كند و كنترل خود را ازدست داده است .
اغلب كودكان يكديگر را دوست دارند و به طور طبيعي به سوي هم كشيده مي شوند . اگر والدين به موضوع هايي كه دوستي فرزندانشان را پايدار و مستحكم تر مي كند توجه داشته باشند، روابط دوستانه بين فرزندان تداوم خواهد يافت.
بچه ها هميشه به دنبال بهانه مي گردند تا بتوانند احساسات دروني خود را بيرون بريزند، به طور مثال هنگامي كه بستني مي خورند اگر فرزند ديگر يك قاشق بيشتر بستني بخورد، درگيري شروع مي شود و از اين طريق احساس حسادت، نياز، درماندگي و عدم پذيرش از سوي آنها ابراز مي گردد. زماني كه والدين گريه ، بدخلقي و خشم فرزند خود را تحمل كنند و با حوصله به حرف هاي او گوش كنند ، به اشتباه خود پي مي برد . گوش دادن به سخنان كودكان آسيب ديدگي روحي آنها را ترميم مي كند و روابط موجود را محكمتر مي سازد.

آدم برفی
آدم برفي قشنگه
لپ هاش خوش آب و رنگه
چترش چه رنگارنگه
دو تا چشم هاش سياهه
هويج روي دماغش
سطل اش جاي كلاهش
شالگردني او داره
خيلي خيلي قشنگه
كاشكي دوباره بياد
بارون و برف بياره

خرگوش
خرگوش من چه نازه
گوشاش چه قدر درازه
مي خوره برگ كاهو
ميدود مثل آهو
چون گوشاش درازه
خيلي به خودش مي نازه

آقاي دريا
با موج و با باد
مي آيد از دور
با داد و فرياد
طوفاني و سرد
خاكستري رنگ
امروز با ما
دارد سر جنگ
دنبال دعواست ،
با اين هياهو !
بيچاره ماهي ،
مي ترسد از او .

آرزو
مادر بزرگم
يك روستايي است
او با سليقه ست
دست پخت او بيست
در خانه دارد
يك دار قالي
نقش و نگارش
از غصه خالي
مانند مادر
او مهربان است
دستان گرمش
يك آسمان است
اي كاش باشد
او در كنارم
من آرزويي
جز اين ندارم

كاميون قراضه
يه كاميون قراضه
دور مي شه از خيابون
كجا مي ره ؟ بيابون
چه چرخ هاي درشت داره
بار زياد به پشت داره
راننده پشت فرمونه
گاز مي ده و دود مي كنه
هوا رو نابود مي كنه !
پري كوچولو
پري كوچولو بهانه گير و بد بود
تو زندگيش فقط اينو بلد بود
كه هر چي خورد هي بگيره بهونه
خسته بودن ازش تموم خونه
بيچاره مادر پري صبور بود
از همه كينة زمونه دور بود
مي گفت پري بيا كمي شير بخور
هلو و پرتقال و انجير بخور
فقط مي گفت نمي خورم مادر جون
دوست ندارم ماهي و مرغ بريون
هويج بخور نه نمي خوام كه سفته
جويدنش نمي دوني چه سخته
بدين به من شيريني ، چيپس و پفك
دوست ندارم چيزي به جز لواشك
برام بخر بستني و شيريني
خوراكياي خوب دوست داشتني
مادر مي گفت نخور گلم ، ستاره
افسوس كه حرفاش فايده نداره
تا كه يه روز پري ما مريض شد
دوست خوب خوراكيا مريض شد
هي به خودش پيچيد و هي مي ناليد
عاقبت غذا نخوردن و ديد
قول داد كه وقتي خوب شُدِش دوباره
خوب بخوره بهونه اي نياره
فهميد غذا براي اون مفيده
غذايي كه مامان زحمت كشيده
مي گفت به دوستاش بخورن شير و ماست
كسي خواصي از پفك نديده
پس بخورين غذاي خوب هميشه…

مارمولك
يك مارمولك
در خانه ي ماست
او زير سقف است
هر روز
آن جاست
او غير از آن جا
جايي ندارد
او توي سوراخ
يك لانه دارد
اما هميشه
مي ترسد از ما
جاروي مامان
كنده دمش را
حالا كه مامان
جارو به او زد
بايد دمش را
فوراً بدوزد.

حرکات عضلانی و اثرگذاری بر روی کاغذ :
نوزاد از آغاز تولد، لحظات کوتاهی توجهش به حرکاتی که در میدان دید او انجام میگیرد، جلب میشود و این حرکت را با چشمانش تعقیب میکند.
کمی بعد او سرش را هم اندکی به طرف اشیاء و یا اشخاص در حال حرکت میگرداند. در سه ماهگی او مرتب به دستهایش مینگرد و اشیاء را لمس میکند. از این زمان است که وی تجارب اساسی و مداومی در جهت فعالیتهای فکری و عاطفی خود پیدا میکند. در سال ۱۹۷۲، بوور (Bower) در آزمایش نشان داد که برخلاف عقیده عمومی، نوزاد چند ماهه کاملاً قادر است بین تصویرهای دو بعدی و سه بعدی اشیاء تمایز قایل شود، جهتهای مختلف را در فضا تعقیب کند و بنابر گفته بریمر (Berimer) به کمک ذهن و مغز خود از میان چند شیء یکی را برگزیند.
این کشفیات علمی بر پژوهشهائی که راجع به کودکان انجام میگرفت اثر به سزائی کرد. اگرچه روابط بزرگسالان و کودکان در بیشتر مواقع هنوز مشخص نبود و اعمال کودکان برای بزرگسالان نامفهوم مینمود.
بزرگسالان اصولاً امکانات فکری و عاطفی کودک را در سنین قبل از مدرسه ناچیز میشمارند، زیرا کودک هنوز مانند زمانیکه به مدرسه خواهد رفت، مجبور به انجام تکلیفی نیست و یا بهطور کلی در بسیاری جهات او هنوز به بزرگترها وابسته است. ولی به مجرد اینکه کودک به مدرسه میرود، همه از او انتظاری بیش از قدرت واقعیاش دارند. بزرگسالان اصولاً نوزاد را بهعنوان موجودی کاملاً بیدست و پا و حقیر مینگرند و عمداً او را در قنداق میپیچانند و در گهوارهاش قرار میدهند و اطراف آن را با پرده میپوشانند تا در مقابل هر عمل واکنشی نشان دهد. در صورتی که ثابت شده است که نوزاد از اولین روزهای تولدش به اطراف خود نگاه میکند.
او در چند ماهگی متوجه میشود که برخی از اشیاء که بر سطح چیزی کشیده و یا پرتاب شوند اثری از خود باقی میگذارند.
کراتی (Cratty) گفته است اگر کودک فرصت و امکان تماس با اشیائی را بیابد که در اطراف او وجود دارند و بتواند آنها را آزمایش کند، خیلی زود متوجه میشود که مداد و قلم و خودکار و گچ جزو آن دسته از اشیاء قرار دارند که از خود اثری مشخص بر سطوح مختلف مانند کاغذ یا تخته بر جای میگذارند.
کشف این موضوع یا همان ”اثر“ برای کودک دارای اهمیتی بسیار اساسی است. در همین زمان است که کودک متوجه میشود با حرکت دادن دهان و دستگاه تنفسی خود میتواند صداهای مختلفی از خود خارج سازد، که برای خود او و دیگران قابل شنیدن است. این موجود کوچک با زحمت و در عین حال با هیجان زیادی میآموزد که چگونه صدا را از دهان خارج کند. هدف او از این کار شنیدن صدای خود اوست.
موقعیت او در این خصوص سبب میشود که کودک عمل خود را که به خودی خود نیز لذت بخش است تکرار کند و هنگامی که متوجه میشود اثر این صدا اطرافیان او را نیز خوشحال میکند. لذت او بیشتر میشود، بدین طریق کودک کمکم صداها را کاملتر میکند و از اولین صداهای جیغ جیغی و گلوئی ناصاف بهسوی صداهای مشخصتر و غیر از صداهای قبلی کشیده میشود.
در این سن و سال، برآوردن این صداها، شاید بهترین وسیله برای تحت تأثیر قرار دادن دیگران و نیز اعلام حضور خودکودک باشد. اما اثر صوتی و اثر گرافیک از چندین جهت اساسی با هم توفیر دارن. یکی از مشخصات اثر صوتی، این است که به محض خروج از دهان محو میشود، در حالیکه برعکس آثاری با خصوصیات گرافیک پایدارترند و مدتها بدون ارتباط با شخصی که آن را بهوجود آورده مانند یک همزاد، از کودک قابل جدا شدن و نگهداری میباشند.
وقتی کودک این پدیده را کشف میکند برای او خوشحالی فراوانی به همراه میآورد و همین امر، عاملی بالقوه غنی برای آینده او میشود. از طرف دیگر اثر صوتی نیز امتیاز خاص خود را دارد ولو اینکه این اثر بعد از تولید ناپدید میشود، ولی دارای تأثیر فوری است. یعنی به محض تولید مؤثر واقع میشود. در حالی علائم گرافیک با وجود اینکه قابل نگهداری هستند ولی اثر فوریشان احتمالاً کمتر است.
به گفته ناویل (Naville) والدین و بزرگسالان در مقابل خط خطیهائی که کودک میکشد با همان هیجان و شادمانی مواجه میشوند که در مقابل اولین صداهای او روبرو میشوند. فعالیت گرافیک کودکان برای والدین به منزله یک بازی فردی است و مفهوم اجتماعی ندارد.
در حالیکه اثر گرافیک بنابر دلایل بنیانی علاوه بر ارزش بیانی، منعکس کننده پیچ و تابهای فکری کودک نیز هست. اولین علایمی که کودک بر روی کاغذ رسم میکند بیشتر بر اثر ضربه زدن مداد بر روی کاغذ به وجود میآید. گاهی این ضربات آنچنان محکم است که باعث پاره شدن کاغذ میشود.
زیرا اگرچه قدرت عضلانی کودک بسیار ناچیز و محدود است ولی انرژی و قدرت هیجانی او بسیار زیاد میباشد.
فعالیت گرافیک کودک اصولاً عملی ارگانیک است. یعنی نشانهای است از حرکتی که بر روی یک سطح قابل ضبط کشیده میشود. در وقاع منشأ اصلی فعالیت گرافیک به دست و بازو محدود نیست بلکه در عمل، تمام اعضاء بدن در تولید آن سهیم هستند. در نخستین مراحل یادگیری، کودک خطوطی را به جهات مختلف رسم میکند. این خطوط معمولاً تمام صفحه کاغذ را در برمیگیرد و یا تا جائی که بازوانش اجازه میدهد نیم دایره رسم میکند. البته این امر به موقعیت کودک در حالت نشسیته و یا ایستاده و اینکه مداد را چگونه در دست گرفته است نیز بستگی دارد.
بنا به تحقیق برتین (Brittain) کودک مدتی (معمولاً ۶ ماه پس از شروع خط نگاری) رابطهای بین حرکات دست خود و آثار و علائمی که پدید میآورد کشف میکند.
بهگفته والون (Wallon) او متوجه میشود که اثر خط بر روی کاغذ بهدلیل حرکت دست و به کمک مداد بهوجود میآید. بهعبارت دیگر او به مفهوم علل و معلول پی میبرد. این موضوع برای او بسیار با اهمیت است.
زیرا در حالیکه او قبلاً با لمس کردن میتوانست اشیاء را بشناسد و از این طریق تجربه بیاندوزد، اکنون میتواند از طریق چشم نیز تجربههائی کسب کند. در این مرحله کودک حرکات دستش را تغییر میدهد و میتواند خطوط عمودی و افقی یا مدور رسم کند.
بنابراین بهتر از گذشته میتواند مداد را در دستش کنترل کند و شکل ظریفتری رسم کند. توجهی که کودک برای کنترل خطوط به خرج میدهد، حاصلی است از تجربه دقیق او بر روی نقاشیهای خود و نیز در ارتباط مستقیم با تقویت عضلات او خطوط در هم و برهمی که کودک در سنین ۱۶ تا ۱۸ ماهگی ترسیم میکند کمکم جایش را به دو اثر گرافیک مشخصتر میدهد که یکی خط نوشتنی و دیگری خط نگاری است، که این دو به مرور زمان و بر اثر پیشرفت و پختگی فکری کودک، هر کدام جای مشخص خود را پیدا میکنند.
اما قبل از رسیدن به این زمان کودک تا مدت درازی هنوز دلباخته خط خطیهای نامهفوم و بینظم است بدون آنکه کمترین اهمیتی برای ضرورتهای قائل شود. ضرورتها بدین معنی که پل کلی (Paul Klee) از آن بهعنوان ”دنبال خط را گرفتن و امتداد دادن“ ضحبت میکند.
در این زمان کودک بیآنکه بخواهد تصویر واقعی اشیاء را بهدست دهد نقاشی میکند و نباید او را مجبور به کشیدن اشیاء حقیقی کرد. زیرا خط خطی کردن بینظم و نامفهوم، برای او به منزله نوعی اسباب بازی است که از آن لذت فراوان میبرد. او در سنین دو تا سه سالگی برای شکلهائی که میکشد اسم میگذارد.
این بدین معنی است که او میخواهد با محیط اطراف خود ارتباط مفهومی برقرار کند. بنابراین این خط خطی کردن در امتداد حرکتی عضلانی و بصری، بهمنظور برجا گذاردن اثر یا علامتی است که دارای هیچ عامل فکری نیست.
او با دقت فراوان روی هر سطحی که در دسترس باشد. مثل دیوار،میز و یا اشیاء مورد علاقه والدین اثر یا علامتی از خود به جا میگذارد.
به گفته ناویل (Naville) خط خطی کردن اولین و یا تنها نوع بیان قابل رویت نیست. بلکه زودتر از آن مثلاً وقتی که کودک با آب دهانش حباب درست میکند و در نتیجه محصولی برای نشان دادن به دیگران عرضه میکند که در عین حال بیانگر خوشحالی و راضی بودن خود او نیز هست، خود نوعی بیان قابل رویت است. البته آثار گرافیکی هم که ما آنرا خط نگاری مینامیم، از نظر شکل و معنی با هم تفاوت دارند.
مفهوم این خطوط به عوامل فردی و تکاملی هرکس بستگی دارد. اختلاف و تفاوت فردی از همان ابتدا نمایان میشو و چون دوران خط نگاری، قبل از نقاشی تمثیلی است بنابراین چیزی کهاز این دوره نمایان میشود خود نمایاندن کودک در مقابل حقیقت بیرونی یکامر کلی است.
این خط خطیها بهصورتهای مختلف یا به دقت و ظرافت و یا در قسمتی محدود از کاغذ و یا در تمام قسمتهای کاغذ با خطوط مداوم و یا مقطع و با رنگها و اشکال مختلف ظاهر میشوند، که همه با هم توفیر دارند و نشانگر شخصیت کودک از نظر خلق و خو و قدرت او هستند.
برنسون (Brensson) بهطور مثال تأیید میکند که به هنگام بیان نخستین دوره خط نگاری، اگر کودکی تمام صفحه را با خطوط پر کند، بدین وسیله تمایلش را به تصاحب مکان بیشتری در قلب و عاطفه مادر نشان میدهد.
این گونه تعبیر شاید به نظر رویائی باشد ولی بهطور کلی در شکل کشیدن کودکان، تصویر مادر بیشتر از هر تصویری نشان داده میشود. بنابراین طبیعی است که کودک تمام محبت و تمایلاتش را در رابطه با مادر توجیه کند. ولی هنگامی که کودک تمایل خود را به نشان دادن افراد و اشیاء دیگری که در اطراف او هستند ابراز میدارد، همان نگرشی را که نسبت به مادر خود دارد، آنها نیز بهکار میگیرد.
مراحل تکامل خط خطی کردن
آنچه کودک بهصورت خط خطی عرضه میدارد، به دلایل تکاملی نیز با هم توفیر دارند و خط خطی کردنهای یک کودک یکساله از نظر گستردگی و ساختار با نقش و خطهائی که یک کودک ۳ ساله میکشد، خواه ناخواه فرق اساسی دارد.
کودکان معمولاً در یک سالگی است که مداد در دست میگیرند ولی به جای خط کشیدن بیشتر با مداد بر روی کاغذ میکوبند و بنابراین، به آسانی موفق نمیشوند اثری بر روی کاغذ بر جای گذارند. ولی سرانجام در ۱۸ تا ۲۰ ماهگی بهطور کامل موفق به خط کشیدن میشوند.
بررسیهای که توسط کلوگ (Kellogg) در مورد کودکان کشورهای مختلف جهان صورت گرفته، نشان میدهد که از نقش کشیدنهای ساده گرفته تا نقاشیهای پیچیده این کودکان، مبانی بنیادی وجود دارند که نزد تمام کودکان دنیا یکسان هستند. پیدایش این روح نقش نگاری با عوامل رشد عضلانی و عصبی کودکان ارتباط مستقیم دارد. طبق این بررسی تکامل نقش نگاری در نزد کودکان طی پنج مرحله اصلی صورت میگیرد که به ترتیب عبارتند از: اثر یا خط نامشخص خط مشخص یا اشکال هندسی در هم، طرح یا در کنار هم قرار گرفتن چند شیء اجتماع چندین شکل مختلف و تصویر نگاری. در هر حال این پیشرفت بهصورتی کاملاً منطقی انجام میگیرد و مرحله بعدی همیشه ترکیبی است از علائم مرحلههای قبلی.
کراتی و مارتن (Cratty & Martin) یادآور شدهاند که خطهای افقی قبل از خطوط عمودی ظاهر میشوند، ولی بهطور کلی در مرحله اول، کودک خطوطی در جهتهای مختلف رسم میکند، خواه به صورت افقی، عمودی یا دایرهای.
در دوسالگی خطوط دایرهای و یا زاویهدار ظاهر میشوند. در این سن کودک بعد از کشدین خط دلخواهش، به راحتی مداد را از روی کاغذ بر نمیدارد و بنابراین بعد از هر خط مورد دلخواه، خطوط دیگری هم در محیط بر آن رسم میکند.
در سن دو سال و نیمگی قدرت عضلانی کودک بیشتر میشود و هنگامی که خطی را رسم میکند، با چشم نیز مراقب آن است تا آن خط از محدوده تعیین شده خارج نگردد. او به دلخواه خود چندین حرکت را تکرار میکند و خطهای جدیدی میکشد تا اینکه نخستین خط نگاری او که از چندین حلقه در هم تشکیل شده بهدست آید و بالاخره بعد از آن خطهای فنری شکل و منحنیهای رویهم قرار گرفته، ظاهر میشوند. بنا به پژوهش ژزل (Gesell) کودک در این سن قادر است در یک قسمت کاغذ، موضوعی را نقاشی و قسمت دیگر را اختصاص به مطلب دیگری بدهد و یا با در نظر گرفتن مرکز کاغذ نقاشی متعادلی رسم کند.
در سه سالگی، خط نگاری کودک دیگر فقط برای لذت بردن از حرکت یا فشار مداد بر روی کاغذ نیس، بلکه مایل است احساسات درونی خود را که در ارتباط با تجربههای زندگی کوتاه مدتش بهدست آورده. بیان کند. این مرحله برای کودکانی که در محیط پرتحرک زندگی میکنند، از سن دو سال و نیمگی شروع میشود.
کودک در ۳ سالگی خطوط عمودی را بیش از خطوط افقی رسم میکند. خطوط عمودی بیانگر اظهار وجود کودک است و بنابراین توسعه آن، نشان میدهد که کودک از وجود خودش آگاه شدهاست و با آن که خط خطیهای او از نظر بزرگترها فاقد معنی و محتوی است ولی مسلم است که در این مرحله، تخیل کودک بر یک موضوع خاص ثابت نمیماند و وقتی که او قصد خود را تشریح میکند خط نگارهٔ او میتواند معرف یک چره یک یک تلفن یا یک درخت باشد.
در این سن کودک میتواند دایره یا فضای بسته و نیز اشکال مربع و مستطیل رسم کند. در اواخر سه سالگی کودک شروع به کشیدن اشکالی میکندکه شبیه خانه یا خورشید است و سرانجام در چهار سالگی خط نگارههای او جمع و جور میشود و حتی برای بزرگسالان نیز معنی پیدا میکند.
بدین گونه است که سرانجام کودک مرحله خط خطی کردن را بهطور کامل پشت سر میگذارد و وارد مرحله تمثیلی میشود.
سمیرا حیدری(کارشناس ارشد روانشناسی)
نقاشی ( شکل، رنگ، خط) زبان بین المللی کودکان است.

" برتراندراسل" فیلسوف معروف می گوید: " ما، کودکان را از این جهت دوست داریم که مثل بزرگترها، نقش بازی نمی کنند".

چرا کودکان نقاشی می کنند؟
منطقی مینماید که فرض کنیم که کودکان مختلف در سنین مختلف دلائل متفاوتی برای نقاشی کشیدن دارند یکی از این دلائل اندیشیدن نقاشی به مثابه نوعی بازی است.
یقینا خود کودکان نقاشی را شکلی از بازی به شمار می اورند می اورند با اشتیاق به ان می پردازندو به اندازهای که در تنهایی خود با اسباب بازی هایشان بازی می کنند مجذوب ان می شوند.
یکی از نخستین نظریه های مربوط به بازی این است: که کود کان ذاتا فعالندو بازی یکی از شیوه های تخلیه انرژی است.
بسیاری از صاحب نظران توافق دارند که یکی دیگر از دلائل نقاشی کودک این است که تصویر را فعالیتی ارضا کننده می یابندبه ویژه تصاویریکه علائق و تجارب انان را نمادین بیان می کند.
این برداشت یقینا با انتخاب مو ضوع نقاشی از سوی کودکان ساز گار است.
بررسی هایی که با استفاده از ازمون " کشیدن یک انسان" صورت گرفته به کرات نشان داده است که گودکان ترجیح میدهند تصاویری از جنس خود بکشند که همانا همانند سازی کودک با جنس خود تفسیر شده است
همچنین در فرایند درون سازی کودک تکامل یابنده می کوشدتا با استفاده از ساختارهای شناختی و اندیشه های مو جودمحیط را بفهمدچنین به نظر می ایدکه نقاشی غالبا فعالیت شخصی است در نتیجه بیشتر نظریه پردازان عمداتا پذیرفته اندکه اکثر کودکان عمداتا برای رضایت خاطر خود نقاشی می کشند و این دلیل اخر مبین این اندیشه است که نقاشی در خدمت یک هدف بیانی قرار دارد و بیان تجربه عاطفی هم عمیقا رضایت بخش است وهم برای سلامت عاطفی ضرورت دارد گر چه کلیه انگیزه های یاد شده قابل قبول به نظر می رسند اما به دشواری می توان شاهد مستقلی در تایید اعتبار انها یافت.
اقتباس از کتاب مقدمه ای بر روانشناسی نقاشی کودکان ترجمه عباس مخبر

افکار کودکان از افکار بزرگسالان شکل می گیرد.

کودکان بر اساس زمان و تاریخی که در آن قرار دارند شکل می گیرند. به حقیقت کدام کودک بر اساس زمان خود (با توجه به خط و شکل آن زمان) نقاشی می کند؟

که زمانی کودک بودم...
ای آفریننده ی من!
من رو ببخش و بیامرز
لباس عافیت بر تنم کن
به راه راست و نکو هدایتم کن
عشق به دوستان وعزیزانم را افزون گردان.
خدا جونم،عاشقت هستم
منو دوست بدار.
به یاریش کودکانه را آغاز می کنیم...
کودکانه قصد دارد با ارائه تصاویر مطلوب بیننده اش را به صداقت کودکانه نزدیک کند.
